سلام دوستان عزیز
مدتی است که آپ نکردم .
واقعا گرفتارم – البته منظورم کاره ، چون یه مغازه دارم که صیح زود باید بیام و درو باز کنم و بعد از ظهر هم همینطور ولی بازم از لطفی که دوستان به من دارن و نظرات خصوصی و مشکلات فراوان که ارسال می شود منو وادار کرد تا بازهم کمی پر گویی کنم و بنویسم :
دوستانی نوشتن که ما با کسانی دوست میشیم ولی مدتی بعد رابطه به هم میخوره و تا پای ازدواج و صحبت آن پیش میاد (بیشتر اینو خانوما نوشتن) طرف (معمولا پسر) در میره و زیر بار نمیره و رابطه خراب میشه !!!
یا اینکه ما نمیتونیم طرف رو اونجور که میخوایم درست کنیم و تغییرش بدیم تا با ما بقول معروف مچ بشه !!!
خوب در جواب باید اینو بگم که ما زمانی که دوست میشویم قرار نیست طرف رو درست کنیم و یا تغییر بدیم تا باب میل ما بشه !
مثلا اگه از قیافش خوشمون میاد بگیم خوب اگه این با اخلاق من جور در بیاد خوبه و بعد دنبال تغییر اون باب میل خودمون باشیم ،، نه !!!
این روش به جایی راه نمی برد !!!
باید یاد بگیریم تفاوتهای هم را درک کنیم و به آن احترام بگذاریم ، تفاوتهاست که باعث پیشرفت و تاثیر رفتار بر همدیگر می شود ، باید تعصب اینکه من بهتر فکر می کنم و نظر من صحیح تر است و از این دست نظرات را بیرون ریخت و به خرد جمعی احترام گذاشت .
نکته دیگر اینکه در ابتدای دوستی هدفمان را از دوستی مشخص نمیکنیم و فرد را در هوا و زمین قرار می دهیم که هر جور دوست دارد از ما برداشت کند و از ترس جدا شدن از رابطه به برخی مثائل هم شاید تن بدهیم .
خصوصا خانومها اینو بیشتر مد نظر قرار بدن چون در اکثر مواقع آنها ضرر اصلی را خواهند کرد .
اگر خانومی با پسری دوست می شود بهتر است اول از او بخواهد تا هدفش را از دوستی بیان کند و رودرواسی و ترس از دست دادن او را قبل از اینکه وابستگی بیشتری ایجاد شود ، از خود دور کند !
در این مورد اگر بتوانم بعدا بیشتر توضیح خواهم داد
فعلا تا بعد .........
درگذشت
خسرو شکیبایی
بازیگر توانمند تاتر ، سینما و تلویزیون ایران را به تمامی دوستداران هنر
تسلیت می گوییم
روحش شاد و یادش گرامی

مدتی است نمیتونم آپ کنم. گرفتاری زیاده .......
راستی فاطمه خانوم شما هیچ آدرس ایمیل یا وبسایت یا وبلاگی نذاشتی که با شما ارتباط داشته باشم .
لطفا بگید که چطور با شما تماس بگیرم و اگر بتونم کمکتون کنم .
با تشکر از همه ی دوستانی که این مدت منو فراموش نکردن
با درود به شما دوستان گرامی
نوروز ۱۳۸۷ خجسته باد
مي خواهم در ادامه ی بحث عشق اینترنتی بنویسم :
چرا واقعا با اینکه خیلی ها می دانند این دنیا مجازی است باز به دوستی و عشق اینتر نتی رو می آورند ؟؟؟
در دنیای مجازی چه چیز هست که در حقیقت نیست ؟؟
در دنیای مجازی شما همدیگر را نمی بینید و لی در دنیای حقیقی می بینید !!
پس این دلیل برای عشق اینترنتی دلیل خوبی نیست چون هیچ چیز جای تقابل رو در رو را نمی گیرد !!
در دنیای مجازی معمولا برای هم می نویسید ولی در دنیای حقیقی با هم حرف می زنید ، پس باز هم دنیای حقیقی بهتر است !!!
و از این دسته مثالها ...
پس چرا اینترنت را انتخاب می کنیم ؟؟؟؟
به نظر من نقطه ی تفاوت مهم که اینترنت را انتخاب می کنیم در اعتماد است !!!
در دنیای مجازی اعتمادی هست که در دنیای حقیقی به سختی به دست می آید !!!
شما هر وقت احساس بی اعتمادی نسبت به فرد مقابل بکنید می توانید براحتی ارتباطتان را قطع کنید !!
البته هیچ وقت استثنا را فراموش نکنیم چون شاید بعضی در اینترنت آشنا بشن و بعد این آشنایی به دنیای واقعی کشیده شود و حتی شاید واقعا به دوستی و عشق تبدیل شود ، ولی فراموش نکنیم این عملا کار مشکلی است ....!!!
در دنیای واقعی و حقیقی ما به راحتی اعتماد نمی کنیم ، تمام روابطمان از دنیای مجازی بهتر و احساسی تر است ولی در بحث اعتماد واقعا در ته دل نگران می شویم ....
به نظر من چون این اعتماد در دنیای مجازی به راحتی (به نسبت واقعیت) کسب می شود افراد این راه را (اینترنت) انتخاب می کننند !!!
گاهی از خود می پرسیم چرا عشق اینترنتی ؟؟!!
می خواهیم کمی در این باره صحبت کنیم ....
شما در دنیای مجازی می توانید شخصیت جدیدی ایجاد کنید ...
هر انسانی در دنیای واقعی شخصیتی دارد که شاید در ذهن خود مورد علاقه اش نباشد .... در دنیای مجازی اینترنت این افراد به راحتی می توانند شخصیت مورد علاقه ی خود را (نه آنچه واقعا هستند) را خلق کنند ... گاهی این شخصیتهای جدید حتی دقیقا مخالف شخصیت واقعی فرد است ..!!
خوب حالا تصور کنید پسر یا دختر ی بدنبال دوست یا همسر در اینترنت بگردد ... احتمال خطا و اشتباه در اینگونه انتخابها بسیار بالاست ... چراکه معمولا در این دنیای مجازی شخصیت مقابل شما هم به راحتی خود را با شما همسطح می کند و برایش مهم نیست که واقعا اینطور نباشد چراکه شما او را نمیبینید و واقعا نمی شناسید که احساسات واقعی و متقابل هم را درک کنید ...
مشکل دیگری که هست اینه که در اینجا شما براحتی می توانید احساسات خود را پنهان و یا برعکس احساس کاذبی در فرد مقابل ایجاد کنید ... براحتی حرفهایی را می زنید که در دنیای واقعی نمی زنید ....
مساله دیگر اینست که شما چون (معمولا) طرف مقابل را نمی بینید با نوشته های او ارتباط برقرار می کنید بنابراین ذهن شما می تواند براحتی بدون اینکه بخواهید ذهن را منحرف و طرف مقابل را بهتر و نوشته های او را مطابق تحلیل خود تحلیل می کنید و او را به خود نزدیک تر می بینید ...
این چیزی است که در دنیای واقعی براحتی اتفاق نمی افتد ...
اگر شما جزو این گروه هستید بهتر است وارد دنیای واقعی شوید تا مسائل را از نزدیک لمس کنید ...
این نکته را هم بگم که همیشه نوشته ها خلاف شخصیت فرد نیست و بعضی افراد هم هستند که آنچه هستند می نویسند ... شناخت آنها مشکل است ...
تا بعد ......
سلام
می بخشید در ایام ماه مبارک رمضان نمیتونستم زیاد بیام و بنویسم …
گفته بودم دوست عزیزی خواسته بودن که در مورد عشق دو دختر به هم یه دو پسر به هم بنویسم ...
گاهی اوقات دوستی بین دوستان و یا همکلاسان و همکاران در محیط کاری به بیش از حدود معمول خود می رسد که در این موارد معمولا از لفظ "عاشق همدیگریم" استفاده می کنند ...
البته این عشق با آن لفظ عشق که معمولا بین دختر و پسر رد و بدل می شود فرق دارد و این را شاید بهتر باشد رابطه ی دوستی شدید قلمداد کرد ...
ناگفته نماند که گاهی اوقات هم برخی بیماری ها و یا ناهنجاریهایی باعث علاقه ی پسر به پسر دیگر و یا دختر به دختری دیگر می شود که معمولا جنبه ی اخلاقی ندارد ......
در برخی کشورها این روابط جنبه ی قانونی هم دارد (متاسفانه) .... ولی این رابطه از لحاظ تمامی مذاهب غیر اخلاقی و اشکال دارد ....
ولی منظور من از بیان این مورد فقط اشاره به آن بود و قصد اصلی بیان همان مورد اول " دوستی شدید " است ....
گاهی این روابط شدید می شود به حدی که مثائل کاملا خصوصی خود را برای همدیگر بیان می کنیم و بیشتر از یک دوست معمولی باهم رابطه داریم ....
البته افراد متاهل باید مراقب این روابط باشند که تاثیری در زندگی مشترک و یا برانگیختن حس حسادت همسر نشود .....
فعلا تا بعد .....
سلام دوستان عزیز
گفته بودین در مورد عشق بین یه دختر جوون و یه مرد 52 ساله توضیح بدم و منم قول دادم در حد توانم بنویسم .
خوب این جور عشق ها معمولا کم اتفاق می افته و خیلی نادره ...
ولي اين دليل نميشه كه وجوى نداشته باشه يا اتفاق نيفته ....
در این موارد نادر دلایل متعددی ممکنه وجود داشته باشه ... – البته این فقط نظرات من و بعضی دلایل میتونه باشه و موارد و دلایل رو نمیشه محدود و یا از هم تفکیک کرد چون گاهی مجموعه ای از عوامل باعث این امر می شود -
یکی از دلایل که ممکنه در نظر اول به ذهن برسه اینه که مردی با اون سن و سال مال و اموال زیادی داره و دختره به خاطر پول زنش میشه ... ( با اینکه کمی زشت به نظر می رسه ولی مواردی از این دست مشاهده شده ...)
یکی از دلایل دیگه اینکه دختر از موقعیت خوبی در اجتماع بر خوردار نیست ( از لحاظ خانوادگی و ....) و مرد هم به دلیل موقعیتش و اینکه دختر جوونه حاضر به ازدواج با هم میشن ....
مورد دیگه علاقه های غیر واقعی مثل اینکه دختر عاشق نوشته ها حرفها و یا سخنرانیهای مرد قرار گرفته و به نوعی بدون اینکه مرد بخواد محو عقاید اون میشه و شاید به راحتی هم قابل بر گشت به حالت قبل نباشه ...
البته این موارد هم شاید به نظر خیلی ها (خصوصا خانومها) احمقانه به نظر برسه ولی واقعیت داره و گاها حتی مرد هم خواسته که دختر رو از تصمیمش منصرف کنه که بسیار باعث ناراحتی دختر خانوم شده و حتی منجر به برخی اختلالات و افسردگی هم شده ...
مواردی هم علاقه از روی فکر و اندیشه و علایق دختر پیش میاد و به معنی یک عشق واقعی میتونه باشه که البته این مورد هم بسیار بسیار نادره و شاید در پشت پرده عوامل دیگری هم دخیل باشه که هیچوقت آشکار نشه ...
بذارید یه مورد رو هم که خودم دیدم براتون تعریف کنم :
یه دختر خانوم حدود 21 سال علاقه مند شده بود به یک آقایی که حدود 50 سالش بود و حتی این موضوع رو با مادرشم در میون میذاره که مادر دختر بعد از تماس به اون مرد ، اونو مقصر میدونه و ادعا میکنه که دخترش رو گول زدن ... و موضوع خانمه پیدا میکنه ( این مورد در یکی از آشنایان خودم اتفاق افاده بود و من ناظر به این موضوع بودم) ...
مواردی هم وجود داره که واقعا مرد سر دختر رو کلاه میذاره و با وعده ها و یا حرفای تو خالی اونو اغفال میکنه که این کار هم واقعا غیر انسانی و غیر اخلاقیه ....
موارد دیگری هم ممنکه دست به دست هم بده که شاید بیان کردنش در حد توان من نباشه و از چنته ی من خارج .....
خوب فعلا تا بعد .....
یکی از دوستان عزیزم بنام م-گ خواسته بودن در مورد
عشق دختر به دختر یا پسر به پسر
بنویسم
باور کنید خیلی گرفتارم ولی سر فرصت مناسب حتما تا جایی که در توان من باشه توضیح می دم
در ضمن این دوست عزیز اگر ایمیل منو دریافت کردن لطفا به من خبر بدن
فعلا تا بعد ....
عاشق شدن علائم خاصی نداره .... مثلا مثل مریضی نیست که بگیم مثلا رنگش تغییرمیکنه یا تب داره و ....
حتی گاهی خود فرد نمیدونه داره عاشق میشه و یه دفعه به خودش میاد و میبینه که گرفتار شده ... البته گرفتار در اینجا منظورم اینه که درگیر عشق و عاشقی شده نه اینکه عاشقی مثل گرفتاریه و مشکل .... گرچه عاشقی هم مشکلات خودشو داره ...
البته علائمی هم وجود داره برای یه عاشق که شاید در تمام موارد مشترک باشه و عواملی هم هست که بسته به موقعیت اجتماعی و یا جغرافیایی فرد متغیره ... که حالا بعدا مثال میزنم
بعضی عوامل مشترک اینه که فردی که عاشق میشه احساس میکنه که کسی درکش نمیکنه ، ممکنه واقعا اینطور نباشه و وقتی خوب فکر کنه ببینه که مثل اون زیاده ولی قدرت عشق یه کاری میکنه که با وجود این فکر ، حس کنه کسی اونو درک نمیکنه ...
یه مساله هم هست که اگر کسی هم ابراز کنه که من درکت میکنم باز هم ممکنه از طرف فرد عاشق مورد قبول واقع نشه ، شاید ظاهرا قبول کنه ولی ته دلش احساس عدم درک همچنان باقی میمونه ....
مورد دیگه اینکه معمولا به کسی نمیگه که عاشق شده و انگار عاشقی مثل یه گناهه که اگه بگه مرتکب شده ممکنه کسی ملامتش کنه ... این طرز تفکر هم از گفته ها و شنیده ها و شاید فیلمها ممکنه به افراد منتقل شده باشه چون بعضی وقتا برخی خانواده ها با عاشق شدن فرزنداشون مخالفن چون شاید خودشون زندگیشونو با عشق آغاز نکردن و شاید هم بخاطر عدم اعتماد موجود در جامعه که مشاهده میکنن باشه .... در هر صورت عدم ابراز عشق معمولا در عاشقا مشاهده میشه ....
یکی از موارد دیگه اینه که فرد عاشق با اینکه ابراز نمیکنه ولی دوست داره بعضی کارارو انجام بده که بقیه غیر مستقیم به حس اون پی ببرن و خودشون بفهمن که اون عاشق شده که این ممکنه گاهی بخاطر عدم درک متقابل از والدین و دوستان موجب سرخوردگی فرد هم بشه ...
مورد دیگه اینه که معمولا فرد عاشق از مثائلی که بقیه براشون جالب و خنده داره زیاد خوشحال نمیشه – البته این مسائل ممکنه قبلا اونو می خندونده یا خوشحال میکرده ولی الان اینطوری نیست (وقتی عاشق شد)
مورد دیگری هم ممکنه پیش بیاد که بعضی وقتا فرد عاشق آهنگها یا آوازهایی که کاملا شادند یا تغریبا ریتم شادی دارند رو شاد نمیبینه و اونارو آهنگهای سوزناکی احساس میکنه – مثل مورد قبل ممکنه این آهنگ رو قبلا گوش کرده باشه و این احساس رو نداشته – ولی حالا داره
در مورد موقعیت اجتماعی و جغرافیایی هم که گفته بودم : ممکنه بر اساس منطقه ای که فرد زندگی میکنه کارهایی رو انجام بده – مثلا اگر شمال و کنار دریا زندگی میکنه ممکنه بره و به دریا نگاه کنه ولی نگاهش با قبل فرق داره – یا اگه یه منطقه ی کویری باشه بره و به آسمون خیره بشه _ مخصوصا شب _ و از اینجور موارد مشابه ....
موقعیت اجتماعی و اقتصادی هم تاثیر داره شاید یه فرد از خانواده ی ثروتمند رفتار خاصی رو مثلا رفتن به کافی شاپ و ... اجام بده و یه فرد ضعیف تر (اقتصادی) انتخاب دیگه ای داشته باشه و ....
فعلا چیز خاص دیگه ای به ذهنم نمیرسه ... شما عزیزان هم اگه موردی میشناسین بنویسید تا منم بیشتر بدونم ....
البته این موارد همیشه استثنا هم داره و عمومیت مطلق نداره و اینا رو هم که نوشتم نظرات شخصی خودمه و شاید درست نباشه .... به هر حال چون قول داده بودم نوشتم ...
شايى اين موارد به نظر بعضی خیلی رمانتیک به نظر برسه ولی اگر در اون موقعیت قرار بگیرید میبینید که خیلی بیشتر از این حرفا تاثیر میذاره
فعلا تا بعـــــد .....![]()
![]()
یکی از خوانندگان محترم خواسته بودن در مورد علائم عاشق شدن توضیح بدم :
سر فرصت در این باره صحبت می کنیم .
این چند روزه خیلی گرفتارم و نمیتونم بنویسم ولی به محض اینکه فرصت کنم می نویسم.
عزیز دیگری هم در مورد عشق یک دختر ۲۲ ساله و یه مرد ۵۲ ساله پرسیده بودند
بزودی به اونم جواب میدم ....
گرچه این پاسخ ها فراتر از اندازه ی منه ولی تا جایی که بتونم براتون می نویسم
فعلا تا بعد .....
مبعث پیامبر اسلام (ص) ، عید عاشقان و روز طلوع ایمان
بر همگان مبارکباد .
نمیدونم قدیما هم اینجوری بود یا نه .... ولی الان و تو سنی که ما بچه بودیم از اول به ما یاد دادن که .........
ابراز احساسات ممنوع !!!!!!!
ابراز علاقه ممنوع !!!!!
ابراز عشق ممنوع !!!!!
چرا ؟؟؟
اینقدر بی اعتمادی در اجتماع زیاد شده بود و الانم هست که دیگه برای پدران و مادران ما جایی برای گفتن محاسن علاقه و عشق باقی نماند ....
ميگن اگه محبتتو ابراز کنی طرف نقطه ضعفتو میفهمه !!!
اگه ابراز علاقه کنی ، تو رو تو ....!!!
اگه براز عشق کنی بزرگترین اشتباه زندگیتو مرتکب شدی !!!
آیا واقعا همینجوره ....؟؟؟؟
شایدم راست میگن .... من نمیفهمم !!!
حالا بیایم سراغ اینکه اگه خدای نکرده ابراز علاقه کردی ...
اگه بهت اجازه بدن احساستو بروز بدی ، اگه طرفت احساس مشابهی نداشت که دیگه زبون همه رو سرت درازه وحتی اگه اونم احساسات نشون بده تازه میان سراغ اینکه منظورش چیه می خواد تورو گول بزنه و ..... معلوم نیست چه فکری تو سرشه ...
اینی که میگم برای هم پسر هم دختر صادقه .... (لا اقل در حال حاضر)
ته دلت می خوای فریاد بزنی ولی انگار کسی جلوتو میگیره ...
می خوای کاری بکنی ولی نمیتونی ....
اینقدر دیوار جلوته که نمیشه ازش رد بشی ....
اینقدر احساسات پاره پاره شده کنار ویرانه های این دیوارها هست که جایی برای ابراز احساس نمیمونه ...
اینقدر دیوارهایی که روش نوشته
ابراز احساسات ممنوع ....
ابراز محبت ممنوع ....
ابراز علاقه ممنوع .....
ابراز عشق ممنوع .....!!!!!!!!
تا بعد .....
ولادت با سعادت امیر المومنین ، حضرت علی (علیه السلام)
و
روز پدر مبارکباد
سلام
اول عذرخواهم که دو پست خالی گذاشتم .... خیلی گرفتار بودم فقط اومده بودم بگم نظراتتونو خوندم ....
اينو مي خوام در ادامه ی مطلب قبلی بگم ....
زندگی هر انسان نمایشنامه ای است که هر کس در آن نقشی را بر عهده دارد ، نقش زشت ، نقش زیبا ، نقش خوب ، نقش بد و.....
سخت ترین نقش ، نقش عاشق و معشوق است که به افرادی خاص داده می شود . سخت ترین ، ماندگارترین و زیباترین نقش به شرط آنکه انرا خوب ایفا کنند.
لیلی و مجنون ، بیژن و منیژه ، ویس و رامین و .... از جمله بازیگران معروف و ماندگاری اند که نقش خود را در بازی زندگی خوب ایفا کرده اند، بازی که تمام وجودشان را در بر گرفت و محو آن شدند و با گم شدن در آن خود را یافتند .
عشق مجازی که به حد کمال رسید و شاید کمتر کسی آنرا عشق مجازی بداند ، که چون این عشق به حد کمال رسید دیگر الهی می شود چراکه عشق مجازی بدون قرار گرفتن در راستای عشق حقیقی ، پوچ و در واقع هوسی بیش نیست ....
اما همین عشق زیبا و بازی جاودانه ، گاهی ملعبه ی دست عده ای می شود که علاوه بر اینکه قداست بازی عشق را زیر سوال می برند ، پست ترین و کثیف ترین نقش زندگی را انتخاب می کنند و خود را عاشق و معشوق نشان می دهند .
کثیف ترین نقش زندگی شان را بازی می کنند در حالی که بازیگران اصلی را نمی شناسند و باز پست تر از این جهت می شود که عده ای هم به دام این بازی شوم می افتند که شاید خود بازیگران اصلی این نقشند .... بله در دام بازیگران عشق !!!!!!!!!
تا بعد .......
همه عاشق میشن ، همه دوست پیدا می کنن ، همه دوست دارن عشق بورزند ولی ...
چرا با احساسات هم بازی می کنیم ، چرا وقتی نمی تونی دوست باشی دوست میشی ... چرا تو که عاشق نیستی ژست عاشقا رو به خودت میگیری ....
عشق حقیقی چیه ؟؟
عاشق واقعی کیه ؟؟
عشق وقتی حقیقیه که به عشق الهی پیوند خورده باشه ، دوستان من عشق مجازی (عشق یه دختر به پسر و یا برعکس) میتونه شما رو هدایت کنه ، میتونه شمارو از انحراف حفظ کنه ، میتونه شمارو به رستگاری برسونه ، اما زمانی که به عشق الهی متصل بشه ...
چطوری ؟؟ الان میگم – البته این نظر منه – وقتی شما عشقت واقعی باشه ، اون چیزی رو که عاشقشی برای خودش می خوای نه برای خودت ، اگه کاری می کنی برای رضایت اون می کنی نه برای رضایت خودت .... حالا اگه نیت خیر نداشته باشی بزودی برای هرکاری که براش می کنی (دختر پسر فرق نمی کنه) ایجاد یک توقع می کنه برای خودت ، شایدم نگی ولی ته دلت توقع جبران داری ... حالا اگه اون برات کاری نکنه کم کم ته دلت احساست کم رنگ میشه و بهت میگه ولش کن ...
اگه اونو برای خودش بخوای دیگه توقع جبران چیزی رو نداری ... وقتی کاری رو بی توقع انجام بدی کم کم رنگ الهی پیدا می کنه و در خودت هم تاثیر مثبت میذاره
عشق مجازی یا زمینی ما اگه رنگ الهی پیدا نکنه بزودی مثل یک هوس رنگ می بازه و محو میشه .... .
ولی اگه عشقت واقعی باشه همشگی میشی – مثل لیلی و مجنون – شیرین و فرهاد و ....
متمعن باشید الان هم عشق پیدا میشه ولی خیلیا متاسفانه جرعت ابراز اونو ندارن و بقول یکی عشق را در پستوی خانه باید نهان کرد ....
آیا این ها همه ناشی از حس بی اعتمادی حاکم بر جامعه ی انسانی ما نیست ؟؟
واقعا چـــــرا ؟؟؟؟.....
تا بعد .....
عشق ، محبت ، دوستی ، صفا ، صمیمیت ......
واژه هایی که برای ما قدیمی و شاید
هم خنده دار شده است ، چــــرا ؟
می خوام خیلی خلاصه بگم ، وقتی دختره پسره رو بذاره سرکار ، وقتی پسری وعده ی ازدواج به یکی بده و بعد یه مدت جـــیم بشه ، وقتی پدری یه قولی به بچش بده و بعد بزنه زیرش ، وقتی فرزندی به مادرش دروغ بگه ...... کم کم حس اطمینان در جامعه از بین میره !!!!!
دختره همه ی پسرارو شیاد میبینه و نامرد ، پسره سرخورده میشه و میگه ول کن بابا ما هم میریم دنبال عشق و صفا ...
بچه میگه همه بد قولن و مادر اون یکی میگه بچه ها دروغ میگن ....
حالا وقتی این جمله ها رو میگن ده نفر دیگه از دوست گرفته تا همکار و .... میشنون و کم کم مث یک بیماری واگیر همه جا پخش میشه ...
مث الان که شده – واژه هایی مثل همه گرگ شدن ، نزنی خوردی و .... همه و همه مارو به سوی یک جامعه ی با رعب و وحشت میکشونه که انگار همه می خوان سرت کلاه بذارن (البته این دلیل نیست که به همه هم خوش بین بشیم ، چون بالاخره افراد سود جو همیشه هستند )
حالا این مثائل تو روابط انسانی هم تاثیر میذاره
مث رابطه ی دخترا و پسرا
چرا نمیتونیم بدون اینکه به مثائل جانبی فکر کنیم یه رابطه ی دو طرفه و خوب داشته باشیم ، چرا ظاهرا باهم دوستیم و ته دل منتظریم یه موقع طرف ناک اوتمون نکنه ؟؟؟
نمی خوام بگم فقط دختر با پسر ، بلکه رابطه ی پسرا باهم و دخترا باهمم همینجوری شده ( البته استثناء همیشه هست)
منم که دوست دختر می خوام برام دختر و پسر مهم نیست ولی به دلیل سنی که توش هستم خوب طبیعتا دوست دختر داشتن برام لذت بخش تره (البته دوست )
حالا این پسر به این خاطر دوست دختر می خواد که می خواد یه دوستی واقعی رو نشون بده و بگه همه یه جور نیستن و هنوز بعضی افراد (دختر یا پسر) واژه های عشق ، محبت ، صف ، صمیمیت ، دوستی و ... براشون خندا دار نیست .....
كاش ميتونستید وقتي اینارو مینویسم منو میدیدید ........ این واژه ها برای خیلی مث من خنده دار نیست بلکه اشکشونو در میاره ......
ببخشید .... تا بعد .....
شما نظر بدید ؟؟؟؟؟ .....
واقعا همه اینجوریـــن ؟؟؟؟ (خانوما جواب بدن)
دوست دختر ، عشق ، هوس ، یا .....
یکی از خوانندگان وبلاگ تو نظراتش نوشته آیا منظورت از دوست دختر داشتن هوسه ؟؟؟!!!!
باید در این مورد کمی توضیح بدم چون ظاهرا توضیحات اولین مطلبم کافی نبوده ...
ببینید این خانوم که این نظر رو نوشته بود ، گفته بود همه ی پسرا عین همن بجز عشق من (شاید خیلی دیگه هم اینجوری فکر کنن)
اما باید بگم اگر عشق تو استثناست پس استثنائات دیگه هم وجود داره و اگه همه عین همن که دیگه بحث همینجا تمومه .
...
بذارید یه کم بین عشق و دوست داشتن تفکیک قائل بشیم ...
چرا استاد شریعتی میگه دوست داشتن از عشق برتر است ؟
(اینی که میگم کاملا نظر شخصی منه و شاید منظور استاد واقعا این نبوده)
ببینید شما میتونید عاشق بشین ... عاشق دختر ... عاشق ایران ... عاشق عرفان ... عاشق زندگیتون ... عاشق دوستتون (پسر یا دختر) ..... و عاشق خیلی چیزای دیگه
وقتی عاشق یه چیزی میشین معمولا اینجوریه که عیبای اون چیز یا شخص در نظر شما حسن جلوه میکنه (البته گفتم معمولا) و قدرت فکر شمارو نسبت به بقیه ی چیزا یا اشخاص میگیره
از این جهت میگم که عاشق فرصت تفکر و همچنین علاقه ی نسبت به چیز یا کس دیگه رو (بدلیل توجه به عشقش) نداره
(گفتم فرصتشو نداره نه اینکه از دستی به بقیه فکر نکنه)
البته این خاصیت عاشقیه
بیایم سراغ دوست داشتن
دوست داشتن مرحله ی بالا تره ، چراکه عاشق یه چیزو دوست داره (به حد اعلا) و بقیه رو تقریبا رها کرده و فکر میکنه دوست داشتن بقیه به عشقش لطمه میزنه
اما اینطور نیست (نظر شخصی من و شاید شما) !!!
عاشق ایران میتونه تمام مردم دنیا رو هم دوست داشته باشه
عاشق پدر و مادر میتونه تمام پدران و مادران زحمت کش رو دوست داشته باشه
عاشق یه دختر میتونه تمام دخترا رو و پسرارو (منظور تمام جوونا رو) دوست داشته باشه .....
و البته این به عشقش لطمه ای نمیزنه ...
البته اینو بگم دوست داشتن نیاز به قلب بسیار بزرگی داره (نه اینکه حالا چون میگم منم قلبم بزرگه – سعی میکنم اینجوری باشم)
وقتی یه دخترو دوست داری (عاشقشی) دلیل نمیشه اگه یه دختری رو ببینی که نیاز به کمک داره بگی وای ، ... من !! و .... اینجور چیزا .... کمکش کن ، بعنوان یه انسان وظیفتو انجام بده مطمعن باش اگه خودت ریگی به کفشت نباشه هیشکی عشقتو ازت نمیگیره و تو هم بهش خیانت نمیکنی ...
راستی درباره ی هوس هم بگم که در مرحله ی خیلی پایین تر از این دو (عشق و دوست داشتن) قرار داره و آوردن اون درکنار این دو کلمه ی مقدس خیلی بی انصافیه
فعلا کافیه نوشتم ...
شاید یه کم منظورم روشن تر شده باشه
بعدا درباره ی اینکه چرا این پسر دوست دختر می خواد می نویسم
تا بعد ...............
فرفره بازی ، سرسره بازی ، ماشین بازی ، عروسک بازی ، ورق بازی ....... دختر بازی ...... !!!!
آیا به نظر شما آوردن نام دختر در کنار نام ابزار و وسایل مثل عروسک ، فرفره ، سرسره و ..... تا چه قدر درست است .
شاید کسی که اولین بار این اصتلاح را بکار برده از شان و مقام و ارزش زن (دختران امروز – مادران فردا) خبر نداشته !! ..
به نظر من آوردن نام دختر در کنار بازی از ارزش واقعی این ارتباط (که شاید ارتباط خوبی هم باشد) می کاهد ، چرا که ما پسرا با دخترها قرار نیست مثل یه وسیله یا اسباب بازی ، بازی کنیم ، بلکه قراره با هم رابطه ی احساسی ، معنوی ( حالا گاهی روابط نزدیک تر) و در مراحل بعدی شاید با هم ازدواج کنید !
دیده شده گاهی همین دوستی ها به ازدواج ختم شده !
خوب پس چرا از این اصتلاح بطور گسترده استفاده می شود (البته اصتلاح پسر بازی هم گاهی شنیده می شود ولی نه به این وسعت )
به نظر من بهتر است از این کلمه استفاده نکنیم ، البته این نکته را هم بگم که بعضی پسرا دخترا رو واقعا برای بازی می خوان و این کلمه (دختر بازی) برای اونا به معنی واقعی کلمه دختر بازیه ....
امید وارم شما همیشه یه رابطه ی دوطرفه و صمیمی با دوستاتون داشته باشید .
فعلا تا بعــــد ....
بازم سلام
اومدم تا بحثمونو ادامه بدیم
اگه گرسنه باشید و بگید گرسنمه آیا کسی تعجب می کنه ؟؟
یا اگه تشنتونه بگین آب می خوام ؟؟!!
و ... و .... و ... و ازین جور مثالا ...
خوب اینا تازه همش نیاز جسمی بود ، اگه به یه علمی علاقه دارید (مثلا نجوم – مثل من ) اگه اینو ابراز کنید و یا دنبالش برید احساس رضایت به شما دست نمیده ؟!
خوب دوستی هم یه نیاز اساسی و خیلی مهمه – اما وقتی پای دوستی پسر و دختر میاد وسط (واویلا) نمیدونم چرا اینهمه حرف و حدیث پشتشه !!
می خوام بگم ارضای نیاز جسمی و روحی شما هیچ اشکالی نداره ولی زیاده روی نکنید !
در ضمن هر نیازی یه جور باید ارضا بشه
مثلا شما آقا پسر میدونم خوشت میاد دو ساعت لب و لوچه ی بنده خدارو بمکی و .... اینا ، ولی حوصله ی طرفتم بسنج .... شاید بنده خدا نخواد اینهمه باهاش ور بری ...
بعدشم آقا پسرا خیلی خودتونو به این و اون نمالید و اینقدر از کت و کول دخترا نرید بالا ، چون تکرار این عمل بطور زیاد اثر معکوس در محبوبیت شما پیش اون داره
( خدا کنه دخترا نخونن که فردا برام درد سر میشه)
ولی گفتن دوست دارم و نمیدونم عسل من و جیگر من و اینا با رعایت حد نساب مجاز می باشد .
فعلا برم که یه کاری پیش اومد .....
تا بعد ....
یکی از دوستان نوشته بود هدفت از این وبلاگ چیه ؟
تصمیم گرفتم یکی دو مطلب در این مورد بنویسم تا شاید اگر شک و شبهه و تردید و ..... در مورد هدفم هست روشن بشه .
برای شروع باید بگم این پسر که دوست دختر می خواد اصلا اهل سبکی و جلف بازی و تو خیابون دنبال این و اون افتادن و ...... با ماشین کنار این و اون بوق زدون و .... (خصوصا با این وضع سهمیه بندی شدن بنزین) و این حرفا ..... نیست .
ببینید دوستان من من اینجا نمیخوام نه از خشکه مقدسا دفاع کنم نه کسی روبه بی بند و باری و .... دعوت کنم ،(خشکه مقدس : کسانی که در بحث دین کاسه ی از آش داغترند )
سعی من حقیر اینه که فقط بعضی حقایق رو که معمولا آدم در جامعه ی امروز روش نمیشه بگه ولی در عمل وجود داره و بعضی چیزایی رو که تو ذهن ما میگذره و نمیگیم رو بگم .
البته همتون از من وارد ترین ولی بازم من به نوبه ی خودم سعی خودمو میکنم .
البته باید بگم من تو نوشته هام رودرواسی نمیکنم و رک رکم .
البته هدفم واقعا خیره ، ولی چون خیلی رکم شاید به مزاج بعضی خوش نیاد
چیکار کنیم اینم عیب منه ...!!!
فعلا تا بعد .....
یا لا اقل خیلی مشکل است
بنده هم ادعای شناخت زن ها رو ندارم فقط نظرات شخصی و بعضی شنیده ها و تجارب دیگران رو بیان می کنم.
تا بعد ...
خوب بيايم سراغ بقيه ي ماجرا
ایول ، با یه چشمک اومد تورا ، جورش کردم ، .....
نمیدونم چرا بعضی پسرا توقع دارن با اولین چشمک و اشاره ای که می کنن دختره بهشون را بده و تموم .
ظاهرا این دسته از همجنسهای من زیاد با خلق و خوی دخترا آشنا نیستن ( البته منم چندان آشنا نیستم چون دخترا رو به راحتی نمیشه شناخت) ولی لا اقل میشه یه کم مطالعه کرد و دید که طبع خانوم ها با ناز کردن و کرشمه و ... اینا همراهه
در ضمن اگر یه دختری با اولین اشاره را بده همون پسره هم که اشاره کرده میگه ، چه منتظر بود یکی بهش اشاره کنه
حالا تصور کنید دختره به این پسره چشمک میزد ، دیگه رو کله را میرفت !!!!
خوب همجنسای من تو این موارد خیلی شل میشن (حالا اااا استثنا هم داریم)
خوب پس وقتی پسرا (اغلب) این ظرفیت رو ندارن بحث پیشنهاد دخترخانوما منتفی میشه !!!!
دوباره بیایم سراغ اون پسره : دختره بهش ارفاق کرده و یه حالی بهش داده ، آقا از زرنگی خودش و از اینکه چقدر جذبه داشته و خوش تيپ بوده و اینا پیش این یکی اون یکی تعریف میکنه ...
حالا همین آقا از اون دختری که بار اول را نداده و ناز کرده ته دلش بیشتر خوشش اومده ها
البته دخترا هم سعی کنن دیگه خیلی کلاس نذارن چون یه وقت همون موردیم که پیش اومده میپره ...
ولی در کل یه ذره ناز و ادا برای هردو طرف لازمه ( اصلا کیفش به همونه)
ببخشید که کم کم دارم وارد جزئیات میشم ...
فعلا تا بعد ....
گفتن و نشنیدن ....
درک کردن و درک نشدن ....
درک شدن و درک نکردن ......
دیدن و نرسیدن ....
رسیدن و ندیدن .....
می رود تا برسد ....
رسیده و می رود .....
وقتی از یاد می رود ، دور می شود ....
دور می شود چون از یاد برده ....
در پس خنده اش گریه است ....
در پس گریه اش خنده است .....
می گرید و می خنداند ....
می خندد و می گریاند ....
مردن و رفتن بسوی تولد ....
تولد و رفتن بسوی مردن ....
چرا همیشه پسرا باید از دخترا بخوان که با اونا دوست بشن ؟ و دخترام ناز کنن و ... این جور چیزا ؟
بعضی دخترا فکر میکنن این حق رودارن که اونا به پسرا پیشنهاد بدن و معمولا پسرا هم موافقت می کنن ( اگر پیش بیاد ) اما چرا معمولا پسرا باید پیشنهاد بدن ؟
بعضی دخترا این رو حق بناحقی برای پسرا می دونن و میکن چرا هر پسری اجازه داره به هر دختری که بخواد پیشنهاد بده (مثلا در مراحل بالاتر – ازدواج) و دختر حق پیشنهاد مخصوصا در موارد ازدواج رو نداره !
دلیلش از نظر من و بعضی افراد صاحب نظر به نوع خلقت زن و مرد برمیگرده
تصور کنین یه دختر دنبال یه پسر (دلخواه اون) را بیفته و بهش پیشنهادی بده و بعد اون پسره با کمال بی تفاوتی بگه - مزاحم نشو ایکبیری یا مودبانه تر – من کار دارم لطفا مزاحم نشید –
آیا این برخورد (با توجه به روحیه ی ظریف و لطیف خانوما ) نمیتونه لطمه ی روحی به اون وارد کنه ؟!!
گرچه پسر هم از این برخورد ناراحت میشه ولی با توجه به طبع ذاتی که داره میتونه راحت تر کنار بیاد وراحت تر بره سراغ یکی دیگه !<